تبلیغات
"/> وب لاگ رسمی دکتر عادل حیدری نژاد - مطالب مهر 1397

مداوا در پزشکی هومیوپاتی مشابه بازبینی یک فیلم است

تاریخ:سه شنبه 24 مهر 1397-11:39 ق.ظ

در این طب بیماری به پیاز تشبیه می شود که دارای چند لایه است و هر یک از این لایه ها به علت عدم مداوا و یا احتمالا در اثر سرکوب درمانی به دلیل استفاده از طب کلاسیک بوجود آمده اند.

 

 نتیجه این که اگر کسی امروز از روماتیسم مفصلی رنج میبرد حتما خود یا والدینش ناراحتی دیگری در گذشته داشته اند که یا سرکوب درمانی شده اند و یا اصلا مداوا نشده اند و لایه ها یکی بعد از دیگری تشکیل شده اند و امروز به روماتیسم مفصلی رسیده است .


یک هومیوپات با توجه به نوع آخرین لایه یعنی مجموعه همان علایمی که بیمار فعلا دارد می تواند پیش بینی کند که بیمار در سال های آینده استعداد ابتلا به چه عوارض جدیدی را خواهد داشت.

 

 در حقیقت یک هومیوپات در مراحلی می تواند پیش بینی مبتلا شدن یک نفر به سرطان یا یک بیماری خود ایمنی را بکند که اگر طب رایج در آن مرحله از تمام امکانات خود استفاده کند در نهایت آن شخص را کاملا سالم تشخیص خواهد داد!.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرق آدم های بزرگ و آدم های کوچک

تاریخ:یکشنبه 15 مهر 1397-07:10 ب.ظ

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

  

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های كوچك بی دردند

  

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

 

 آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

  

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد

آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

  

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های كوچك مسئله ندارند

  

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما دکتر گرفتیم که ما رو بسازه

تاریخ:دوشنبه 2 مهر 1397-08:52 ق.ظ

اوایل که تازه فارغ التحصیل شده بودم در یک مطبی در شهرک غرب مشغول کار شدم بمدت حدود 8 ماه.

زمانی که خودم مطب تاسیس کردم خواستم که از آنجا بروم.صاحب ملک به من گفت دکتر حالا که داری میری لطف کن یکی را به جای خودت برای کار در این جا معرفی کن.

من یکی از همکاران وآشنایان را که انسان بسیار درست و با سوادی بود معرفی کردم.


چند ماه گذشت یک روز از قضا گذرم به این مطب افتاد رفتم پیش صاحب ملک و بعد از کلی حال و احوال گفت:

دکتر این بود رسمش؟

گفتم:چی شده؟


گفت: این دیگه کی بود به من معرفی کردی؟

گفتم:چطور؟


گفت:هر بیماری که نتونه تشخیص بده میگه خانم منشی لطفا ویزیت ایشون رو پس بدید و این هم آدرس همکار من که میتونه مشکل شما را حل کنه!.


گفتم:خوب چه عالی اشکال کجاست؟

گفت:دکتر این که نشد زندگی . مطب خرج داره پس ما این جا سر خریم!؟.



برای خواندن بقیه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید :

http://www.pezeshkeonline.ir/article.aspx?p_id=160




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()